فعالیت بانوی دهاقانی
شناسه خبر :۴۶۸۸

حلوا سو هانی مامان شین تا لندن هم نام و آوازه پیدا کرده

خانم فروغی تولید کننده موفق در عرصه اقتصاد مقاومتی است که توانسته برای بیش از۵۰ نفر در روستای قمبوان شهرستان دهاقان اشتغال ایجاد کند.
نسخه مناسب چاپ

 

پای در روستای باصفای قمبوان می گذاریم. روستایی حد فاصل مبارکه و شهرضا که نام و آزاوه اش این روزها تا لندن هم رفته است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جهادی  شهین فروغی معروف به (مامان شین) تولید کننده فعال در عرصه اقتصاد مقاومتی  شهرستان دهاقان روستای قمبوان است  وی فارغ التحصیل دیپلم طبیعی در سال ۱۳۵۵. از کودکی کار می کرده در یک خانواده شلوغ ۱۱ نفره زندگی می کرد.خانم فروغی در مصاحبه با خبرنگار باشگاه خبرنگاارن جهادی گفت: همیشه در کنار تحصیل کار می کردیم.محصول ما حلوا سوهان است، اجداد مادری ما این کار را می کردند. سالی یک بار این حلوا سوهان را درست می کردند و کم کم با گذشت زمان ما هم این کار را می کردیم. البته با این محجصول ما متفاوت بود و ما تغییراتی را در آن ایجاد کردیم.

کارم را از یک مطبخ با دیگ مسی و شعله آتش شروع کردم.

رمز موفقیت هر کسی در ابتدا علاقه کار است. هیچ کسی را نمی توان با زور در کاری موفق کرد. همچنین باید مشوق خوبی داشته باشد که مشوق خوب من در تمامی مراحل زندگی همسرم بود.

از قالی بافی تا کشاورزی و صنایع تبدیلی گرفته تا خانه داری و محصولات و ترشی جات خانگیاین تولید از اجداد ما به ما رسیده و باید این محصول را حفظ می کردیم. محصول ما کاملاً ارگانیک و سالم است. می توانستم من هم مانند خیلی از اقوام وارد آموزش و پرورش شوم اما علاقه خاصی به تولید داشتم.

همه تولیدکنندگان در این دوره و زمانه گلایه مند هستند. من اگر ده دقیقه رئیس جمهور را ببینم و در این ده دقیقه درد و دل خودم به عنوان یک کارآفرین که در روستا مانده و کار می کند را بیان کنم. چون همه از روستا می روند مدارس ما مانند گذشته دو پایه و سه پایه شده است. حمایتی نمی شود و مردم هم از روستاها می روند.

در ابتدای کار من کارگر نداشتم و با خانواده این کار را راه انداختم.

این محصولی نیست که در منزل و روی گاز بتوان آن را درست کرد. من برای دریافت سیب غذا و دارو ۵۰۰ میلیون تومان هزینه کردم.

آذربایجان، تهران، اصفهان، گیلان و شهرهای بسیار زیادی از محصولات ما را استفاده کردند. این یک شیرینی تک است. کارگاه هایی که دستگاه های من را ساختند خیلی اذیت شدند و من برای تهیه و ساخت دستگاه ها تا تبریز هم رفتم.

کارکنان کارگاه حلوا سوهان همه خانم هستند که برخی تحت پوشش کمیته، برخی سرپرست خانواده و برخی هم جوان و تحصیل کرده هستند. حدود ده نفر به طور مستقیم و ۵۰ نفر غیر مستقیم کار می کنند.

در رشته های دیگری هم طرح دارم و می توانم اشتغال زایی کنم اما سرمایه برای این کارها در اختیار ندارم.

خیلی افراد فقط می خواهند تولید کنند. در همین روستای خودمان برخی سرکه سیب درست می کنند. اما به همه می گویم صرف تولید مهم نیست. بازار فروش امر بسیار مهمی است که تولید کننده باید به آن دقت کند. تولید کننده باید بتواند محصول خود را بفروشد. بیشتر مشتریان را از طریق نمایشگاه ها جذب کردم.

در مجموع از تولید راضی هستم و شاکر خدا هستم.

زمانی که برای طراحی بسته بندی اقدام کردیم، آن طراح روی بسته بندی و علامت تجاری با لاتین هم نوشت. وقتی می خواستم وارد سایت بشوم علامت تجاری را به ثبت برسانم شماره کارت بازرگانی را خواست. پرس و جو کردم گفتند چون به لاتین هم نوشته شده حتماً کارت بازرگانی می خواهد. می دانستم که دریافت کارت بازرگانی کار ساده ای نیست ولی اقدام کردم و گرفتم.

کشورهای عربی طعم زنجبیل و هل را خیلی دوست دارند.

من با کارگرهای خودم دوست هستم و یک روز که آن ها را نمی بینم دلم برایشان تنگ می شود.

خوشحالم که نام روستای قمبوان، شهرستان دهاقان و به زودی جمهوری اسلامی ایران را بیشتر از پیش با محصولات ملّی معرفی کنم. تولید کننده وقتی به محصول خود نگاه می کند خستگی از تنش بیرون می رود.

کارآفرین همیشه نباید گلخانه بزند تا شامل حال تهسیلات و حمایت شود. ما هم تولید خوبی داریم و اشتغال زایی کردیم.

 

وقتی از مامان شین پرسیدیم حمایتی از سوی دستگاه ها از شما شد یا نه، مکثی کرد و به نقطه ای خیره شد. وقتی اشک در چشمانش حلقه زد نا خودآگاه به یاد زحمات سی ساله خود در عرصه حلوا سوهان افتاد و پایخ ما را فقط با یک کلمه داد: «نه».

تولید کنندگان باید حمایت شوند. شاید بهتر باشد بگوئیم سنگی جلوی پای تولید کننده انداخته نشود. ما در روستای خودمان ماندیم و خط تولید یک محصول خاص را راه انداختیم و به خاطر روستایمان، به شهر نرفتیم. هر چند در شهر می توانستیم رشد بیشتری کنیم. پس ما که هم تولید کننده هستیم و هم این کار را در روستا انجام دادیم باید مورد حمایت مسئولان قرار بگیریم.

گاهی می شنیو م که وام هایی برای روستائی ها می آید اما متأسفانه در برخی از ادارات گیر می کند و به روستائیان نمی رسد. شاید بد نباشد مسئولان خودشان به میان تولیدکنندگان آن هم در روستاها بیایند و ده دقیقه پای درد و دل ما بنشینند.

ارمنستان، لندن و امریکا من را دعوت کردند و گفتند امکانات اسکان را فراهم می کنیم فقط شما این محصول را در کشور ما تولید کن.

یکی از مسئولان به من گفت بیا دفتر من وقتی رفتم به آن مسئول گفتم که من به اوکراین دعوت شدم و در ابتدای کار ۲۵ میلیون می دادند تا قرارداد ببندم و کار را شروع کنم. آن مسئول بسیار ناباورانه به من گفت که چرا نرفتی> اشتباه کردی. گاهی هم دید مسئولان ما به این صورت است که خبری از حمایت و رشد تولید کنندگان و مشاغل کوچک نمی بینیم.

یکی دیگر از مشکلات این است که اداره کار به ما می گوید این محصول شما در رصد ما نیست و تسهیلات و خدماتی به ما تعلق نمی گیرد. این محصول ما را مردم بسیاری در دنیا دوست دارند و ما این را تجربه کردیم.

من یک وام ۳۰ میلیون تومانی گرفتم از بسیج سازندگی دریافت کردم که توانست برای ادامه مسیر به من کمک زیادی بدهد که اگر سود این وام کمتر بود به تولید کننده کمک بیشتری  می توان کرد این هم شاید یکی از معناهای حمایت از تولید کننده ها باشد.

    دیدگاه ها

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    تازه ها